نگاه محدود و مقطعی انسان به پدیدهها، آنها را به صورت مجزا تفسیر و قضاوت میکند، درحالی که نگاه طبیعت و اکوسیستمی به پدیدهها به صورت یک کل با تاثیر و تاثر به یکدیگر و به صورت متحرک و فرآیندی است که در طول زمان رخ میدهد. نه به صورت ایستا snapshot.
* طبیعت هیچ جزء خود را ارزشگذاری نمیکند. بلکه عدل آن ها است که معنی جهان بینقص و خردمندی کل را به تصویر میکشد و قدرت دانایی کل را نشان میدهد، بی نقص، منظم، دارای قانون خواندنی و دارای خرد ناکرانمند.
اینکه بگوییم، هر پدیده به خودی خود و در یک مقطع زمانی، خوب یا بد است، سخن حقیقی نیست.
هر پدیدهای در یک سیستم کلی حضور دارد (که دارای اجزاء متعدد دیگر به هم مرتبط و متصل و دارای تعامل و اثرپذیری از یکدیگر است) و دارای زیر اجزاء متعدد است. و میدانیم لزوما عملکرد اجزاء به تنهایی، بیانگر عملکرد کل نیست.
* سیستم داینامیک به رفتار تعاملی اجزاء و سیستمها بر یکدیگر میپردازد و عملکرد کل را تنها با تعریف سناریوهای مختلف تفسیر میکند.
رتبهبندی هم پدیدهای است مشابه و از این قاعده مستثنی نیست. لذا، نمیتوان آن را خوب یا بد ارزشگذاری مطلق کرد. و آن نیز نمیتواند پدیدهی مورد نظر را ارزشگذاری مطلق نماید.
1) حال این سوال مطرح است که در وجه اول (خود رتبهبندی)، آیا رتبهبندی شرکتهای دارای پروانه طراحی و مونتاژ در این مقطع زمانی و شرایط موجود مفید است؟ و چه بسا بپرسیم، آیا لازم است؟
2) سپس، این سوال مطرح است که در وجه دوم (نتیجه حاصل از رتبهبندی)، اگر فرض بگیریم رتبهبندی مفید یا لازم است، آیا نتیجهی آن کافی و موثر است؟
رتبهبندی مذکور مثل هر رتبهبندی، یک نوع ارزشگذاری است و آن هم از نوع سلسله مراتبی نسبی. از یک بُعد تلاش شد تا با طرح موضوع سه رده (بلندمرتبه، میانمرتبه، کوتاهمرتبه) و یک کاسه نکردن شرکتها اندکی از سلسلهمراتب آن کاسته شود.
شرایط موجود شرکتهای آسانسور:
- بازار ناکافی، بهخصوص نسبت به تعداد شرکتهای رسمی (دارای پروانه) و غیررسمی موجود (بازار سیاه)
- عدم رونق در ساخت و ساز (صنعت اصلی) جذب و رشد صنعت آسانسور
- تعداد بسیار زیاد شرکتهای کوچک و وجود بازار آسانسورهای کوچک
- تعداد نصب آسانسورهای موچک به تعداد زیادتر و این شرکتها توان خدمات پشتیبانی کافی و اراائهی خدمات مستمر و رضایتمند به مشتری را نخواهند داشت.
- ساخت-نیافتگی صنعت آسانسور و البته صنعت ساختوساز در کشور (علیرغم قدمت بسیار آن) و وجود ارکان متعدد غیر ارزشزا و گاها ارزشزدا
- * متاسفانه این پدیده، در کل صنعت و اقتصاد و سرمایههای کشور بارز و مشهود است. فساد اداری و اقتصادی، درهم تنیدگی غیرلازم سازمانهای دولتی، خصوصی و عمومی، تعدد ساختارهای سلسلهمراتبی غیر ضرور و ...
- عدم وجود نقدینگی و دغدغههای مالیاتی و سایر هزینههای تحمیلی بدون توجیه
- عدم امید به آینده روشن برای رونق بازارهای داخلی و عدم امید به امکان جذب بازارهای منطقهای و درحال رشد دیگر کشورهای حداقل نزدیک
آیا رتبهبندی در شرایط موجود، لازم است و چقدر تاثیرگذار است؟
رتبهبندی، شرکتها را در یک مدل غربالگری میکند. و متناسب با وزن و امتیاز در شاخصهای متعدد مدل، جایگاه نسبی تعیین میشود. از طرفی، با تجمیع اطلاعات و تحلیل آنها بدون اشاره به تک تک اجزاء، شمای کلی شرکتها که نشاندهندهی صنعت است، مشخص میشود. شرکتها متناسب با جایگاه فعلی و شاخصهای قابل بهبود، خود را در سطح ارائه خدمات موثرتر و بهتر قرار میدهند.
مسئله شرکتهای آسانسور (مثل کل اقتصاد کشور) اساسیتر و کلانتر از آن است که با راهحل کوچک رتبهبندی قابل حل باشد. ولی شکی نیست که انجام دادن یک کار کوچک درست، بهتر از انجام نشدن کارهای درست بزرگ غیرممکن است.
آیا رتبهبندی مفید است؟
فواید و اثرات رتبهبندی بارها مطرح شده است. ولی، فایده اثرگذار آن در این مقطع و باتوجه به شرایط موجود آن است که به برخی از فرآیندها و روالهای موجود برای تصمیمگیریهای سیستماتیک کمک مینماید. که این موضوع هم در بخش تقاضا و کارفرمایی و هم در بخش سیاستگذاری و نظارتی مثمرثمر است.